استاندار آذربایجان غربی در اختتامیه جشنواره بین المللی شمس و مولانا در خوی گفت: آذربایجان‌غربی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود همواره پرچم‌دار زندگی پیروان ادیان ابراهیمی و توحیدی بوده و وجود میراث گران‌بهای معنوی و سرمایه‌های فرهنگی چون تخت سلیمان، قره کلیسا و مقبره شمس تبریزی و صدها اثر گران‌بهای دیگر دلیلی بر این مدعاست.

 

متن کامل سخنرانی محمد مهدی شهریاری در این جشنواره به شرح ذیل است:

به نام ایزد توانا

 

خانم‌ها، آقایان، میهمانان عالی‌مقام

شهروندان و مردم فرهنگ مدار آذربایجان‌غربی به‌ویژه مردم شریف و شوریده دل و غیور شهرستان خوی

سلام

در ابتدا لازم می‌دانم شور و شوق غیرقابل وصف خویش را از حضور در این همایش فاخر آن‌هم در ایام مبارک اعیاد قربان و غدیر ابراز و اعلام نمایم.

امروز همه در این شهر فرهنگی، در دارالصفا و دارالمؤمنین، خوی گرد هم آمدیم تا یک‌بار دیگر با کنکاش و تدبر در شخصیت والا و عارفانه شمس‌الدین محمدبن ملک داد تبریزی، گوشه‌های دیگری از تأثیر شگرف این عارف نامی را در شکل‌گیری شخصیت عرفانی مولانا و سرایش مثنوی معنوی این شاهکار بی‌نظیر عرفان و تصوف، به نظاره بنشینیم.

شمس تبریزی درویش ساده‌دل و قلندری شوریده‌حال که در زمانه خویش چنان تأثیر شگرفی بر طریقت و عرفان آن یعنی مولوی بگذاشت که گفته‌اند بی‌عشق شمس، بنیاد مثنوی شاید نطفه نمی‌بست؛ عارفی که آوازه‌اش در گفتارها و سروده‌ها و مثال‌ها مطلع کلام است و جان دل؛ آشکاری نهان و دلیلی بر بودن مولانا ...

اکنون این دُرّ یتیم و گران‌بهای عرفان و وجد و سماع برای مردمان ایران‌زمین بالاخص ساکنان استان آذربایجان‌غربی و مردمان ادیب و نجیب و فرهیخته شهرستان خوی به یادگار مانده و شایسته است از این ظرفیت ممتاز برای شناساندن افکار و جنبه‌های شخصیتی آن عارف فرزانه و تأثیر و تأثر این پیر و مراد مولانا و همچنین برکات و اثرات وجود او در توسعه فکری، معنوی، ادبی، عرفانی و همچنین اشاعه صنعت فرهنگی و گردشگری در این دیار، به نحو مطلوب و شایسته استفاده نماییم.

آذربایجان‌غربی در طول تاریخ پرفرازونشیب خود همواره پرچم‌دار زندگی پیروان ادیان ابراهیمی و توحیدی بوده و وجود میراث گران‌بهای معنوی و سرمایه‌های فرهنگی چون تخت سلیمان، قره کلیسا و مقبره شمس تبریزی و صدها اثر گران‌بهای دیگر دلیلی بر این مدعاست؛ علاوه بر این حسام‌الدین چلبی، سراج‌الدین و نظام‌الدین اورموی و بسیاری دیگر از عرفا و نُجبا، این دیار را به انفاس خوش و معنوی بیاراسته است.

براین باورم که دو شهر خوی و قونیه یعنی آرامگاه دو لوء لوء بی‌همتای ادب و عرفان را می توان با طراحی برنامه‌های مشترک فرهنگی و گسترش زمینه‌های فکری، چون روحی واحد در دو جسم نمود؛ گردهم آوردن اندیشمندان و صاحب‌نظران و صاحبان فرهنگ و ادب و هنر این دو اقلیم و برگزاری چنین همایش‌هایی، همه شیفتگان و دلدادگان شمس و مولانا را گرد حلقه وحدانیت وجودی پروردگار می‌نشاند تا خود بابی بر آفرینش و زایش آثار ماندگاری فکری، عرفانی شود ...؛ که اگر تلاش‌هایی در این وادی انجام گیرد از آن می‌توان به‌عنوان یک رویداد و رخداد بزرگ فرهنگی و نقطه عطفی در تاریخ منطقه نام برد.

توسعه برشانه‌های تفکر و فرهنگ اندیشه استوار است. بدون سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی، از توسعه جز رشدی خطی و موقتی اثری نخواهد بود. اکنون فرهنگ و اندیشه شاه‌بیت مسیر حرکت و چشم‌انداز غایی دولت تدبیر و امید است. بدون توسعه فرهنگی، توسعه گردشگری و توسعه سیاسی، رشد و پیشرفت ماندگار و پایداری حاصل نخواهد شد.

و چه مبارک تقارنی است در هفته دولت خدمتگزار، تفسیر و تبیین این مهم در این همایش بین‌المللی و فرهنگی که بر مبنای پایه‌های فکری و تاریخی بزرگ‌مردانی چون شمس تبریزی و مولانای کبیر شکل‌گرفته است.

این همایش بزرگ این شخصیت فرهنگی و این روز ماندگار می‌تواند آغازی باشد بر آنچه تا امروز شاید کمتر موردتوجه قرارگرفته، امید آن داریم نقطه بازگشتی باشد به دوران شکوه تمدنی شهرستان تاریخی خوی این دروازه مهم جاده تاریخی ابریشم، این دیار به یادگار مانده از بزرگ‌مردانی چون حسام‌الدین و ثابت خویی، عبدالرزاق و شمس‌الدین و امیر شهباز دنبلی و میرزا ابراهیم و آیت اله سید یعقوب خوئی و میرزا ابوالحسن خان و حضرت آیت‌الله‌العظمی سید ابوالقاسم خوئی مرجع بزرگ شیعه و محمدامین ریاحی و میرزا جلیل محمدقلی زاده ناشر و مدیر روزنامه معروف ملانصرالدین و حیران خانم دنبلی شاعره نام‌آور آذربایجانی و دکتر عباس زریاب خویی پژوهشگر و رئیس سابق کتابخانه مجلس شورای ملی و ده‌ها ستاره فروزان عرصه فرهنگ و ادب و فلسفه و عرفان دیگر است و این‌همه سرمایه فکری و فرهنگی می‌طلبد تا خوی تبدیل به مرکز پژوهش‌های علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بین‌المللی شود و استفاده از این ظرفیت‌های عظیم چنان محکم و با افقی وسیع برنامه‌ریزی شود که در آینده‌ای نه‌چندان دور، خوی شهری باشد که مشتاقان فرهنگ و هنر را از سراسر دنیا به‌سوی خود بخواند و البته تحقق این مهم، با این همتی که من از هنرمندان و خانواده بزرگ فرهنگی خوی سراغ دارم بسیار دست‌یافتنی است.

از یاد نبریم که اهمیت خوی در تاریخ چنان است که منزلگه مارکوپولو و بسیاری دیگر از سیاحان و مستشرقین غربی بوده و با وجد و عظمت زمانه خویش، همواره بر تارک سفرنامه‌ها و آثار اینان جای داشته است. اکنون زمان آن است که این صدف ارزشمند دوباره به جهانیان شناسانده شود و البته با نفس گرم سلطان العارفین شمس تبریزی این امر آسان اما محتاج خودباوری و برنامه‌ریزی بلندمدت خواهد بود.

خانم‌ها و آقایان

اندیشه و کلام و شأن و جایگاه و مرتبت ادبی و عرفانی و هنری شمس تبریزی و دلدادگی‌های مولانا به پیرِ مراد خویش، شرح‌حال شوریدگانی را روایت می‌کند که گویا ببا ساز نی و دف و تار، آوازی عاشقانه و چنگ و رباب می‌سرایند و می‌خوانند و این همان نوای آسمانی است که خیال را نوازش می‌دهد و روح را می‌آراید و از جدایی‌هایی حکایت می‌کند که با بازگشت به اصل خویش، جوهره و ذات خویشتن را بازمی‌یابند و به کمال و شکوفایی و اوج می‌رسند. اکنون من از شما سؤال می‌کنم می‌شود میزبان چنین شخصیتی در این استان بود و ادعای پایتختی عرفان و موسیقی مقامی و فولکلور مناطق ایران را نداشت؟

مگر می‌شود در جوار انفاس خوش شمس زیست و ملجأ و مقصد هزاران و بلکه صدها هزار گردشگر و جستجوگر عرفان و فرهنگ و ادب مشرق زمین نبود؟

مگر می‌شود تربت پیر و مراد مولانا همچون مرواریدی در صدف کون و مکان داشت و تبدیل به قبله عاشقان عرفان و طریقت ایران و مشرق زمین نشد؟

اکنون زمان کار است تا استان امن و فرهنگ‌پرور آذربایجان‌غربی با مرزداران همواره غیور و وطن دوستش به‌طور عام و شهر خوی به‌صورت خاص بتوانند از این سرمایه بی‌نظیر برای نزدیکی دل‌ها، گسترش ارتباطات بین فرهنگی، توسعه و ترویج فرهنگی و همچنین افشاندن بذر دوستی، صلح و انسانیت همان‌گونه که شمس و مولانا بران مذهب و سلوک بودند، استفاده نماییم.

بی‌شک خوی گل سرسبد گلستان فرهنگ و تمدن شمال غرب ایران عزیز است و وجود شمس نقطه عطف و نعمتی بی‌نظیر برای رونق و شکوفایی گردشگری و فرهنگی این خطه زیبا و فرهیخته.

اجازه می‌خواهم مراتب تقدیر و تشکر خود را از حضور معاون محترم رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور با تمامی مشغله هایی که در این ایام دارند اعلام کنم و سپس از حضور ارزشمند شما خوبان و از همت و تلاش مردم بی‌نظیر شهر خوی و همچنین مدیران و برنامه ریزان و مجریان این رویداد بین‌المللی اعلام نمایم و سخنانم را با این شعر به پایان می‌رسانم که به‌روشنی آیینه‌ای تمام‌عیار از بازتاب اندیشه شمس در روح و جان مولانا و اشعار ماندگار اوست:

همزبانی خویشی و پیوندی است/ مرد با نامحرمان چون بندی است

ای‌بسا هندو و ترک همزبان/ ای‌بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگرست / همدلی از همزبانی بهترست